فلش بک: داستان نمایشگرهای OLED در تلفن های همراه

OLED و استفاده از آن در صفحه‌نمایش تلفن همراه، تاریخ طولانی دارد. ا سعی می‌کنیم در اینجا سرگذشت این صفحه نمایش را برای شما بازگو کنیم.  اولین نمایشگرهای OLED که در تلفن‌های همراه مورداستفاده قرار گرفتند در سال ۲۰۰۳ وارد جهان گوشی شدند. تقریباً همه آنها تلفن‌های چرخشی بودند و یک دلیل ساده برای این قضیه وجود دارد. نمایشگرها کوچک بودند و به‌عنوان صفحه ثانویه در قسمت بیرونی فیلیپ قرار می‌گرفتند به همین خاطر الطاما چرخشی ساخته می‌شدند.

برخی از آنها قادر به ارائه ۲۵۶ رنگ بودند، اگرچه برخی دیگر تک‌ ‌رنگ بودند. گوشی‌هایی مانند Samsung E700 و LG G7030 دارای نمایشگرهای رنگی با وضوح ۹۶×۶۴ پیکسل بودند، درحالی‌که صفحه‌نمایش داخلی ۱۲۸×۱۶۰ پیکسل بود که می‌توانست ۶۵ هزار رنگ (۱۶ بیتی) ارائه دهد.

استفاده از OLED به طور انحصاری بر روی تلفن‌های تاشو تا چند سال ادامه یافت تا اینکه اولین نمایشگر AMOLED در سال ۲۰۰۶ روی تلفن همراه وارد شد. “AM” مخفف “Active Matrix” است و برای داشتن صفحه‌نمایش با وضوح بالا و کیفیت خوب کلیدی است.

ایراد کار

از جزئیات می‌گذریم، اما نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که یک ماتریس فعال، هر پیکسل را به یک ترانزیستور و خازن متصل می‌کند تا وضعیت پیکسل را حفظ کند. یک ماتریس غیرفعال ساده‌تر است زیرا این اجزا را حذف می‌کند و در پیچیدگی و هزینه صرفه‌جویی می‌کند. اما نمایشگرها را به‌وضوح پایین و نرخ تازه‌سازی محدود می‌کند.

شاید لازم باشد چند کلمه در مورد LCD در مقابل OLED نیز بگوییم. یک LCD دارای نور پس‌زمینه (معمولا سفید) است و نور را با استفاده از چندین لایه پلاریزه (از جمله یک لایه کریستال مایع) از آن مسدود می کند. یک OLED – دیود ساطع نور ارگانیک – به نور پس زمینه نیاز ندارد زیرا هر LED نور خود را ساطع می کند. نیازی به لایه های قطبی نیز نیست (اگرچه اینها می توانند مفید باشند همانطور که به زودی خواهیم دید).

سامسونگ و مدل BenQ-Siemens S88

OLED

کدام گوشی منادی تسلط AMOLED امروزی بود؟ BenQ-Siemens S88. این برند زمانی به وجود آمد که بانکی و تایوان، بخش تلفن همراه زیمنس را خریداری کرد، اما پس از ضررهای هنگفت در اوایل، خیلی سریع  سود آن‌ها از این شرکت فروکش کرد. به‌هرحال، S88 دارای دوربین ۲ مگاپیکسلی با فوکوس خودکار و فلاش LED، اسلات کارت حافظه و اتصال اولیه ۲G بود.

نکته مهم‌تر برای داستان امروز ما، پنل AMOLED 2.0 اینچی است که توسط AU Optronics ساخته شده است. وضوح تصویر ۱۷۶ در ۲۲۰ پیکسل و قابلیت نمایش ۲۵۶ هزار رنگ را داشت. این وضوح برای آن دوره غیرمعمول نبود، اگرچه در مقایسه با برخی از رقبا در سطح پایینی قرار داشت. چیزی که آن را متمایز می‌کرد، توانایی آن در نمایش  رنگ سیاه بود.

وضوح رنگی

بازبینان در آن زمان  این نمایشگر را به دلیل کم‌نور بودن (AMOLEDها تا سال‌های بعد از LCD تیره‌تر بودند) کوبیدند و در آن اندازه و وضوح، نمایش دادن رنگ سیاه نیز چندان موهبت بزرگی به شمار نمی‌رفت. همچنین، درحالی‌که AMOLED همیشه رنگ‌های پرجنب‌وجوش را ارائه می‌کرد، در نمایش دادن به دقت این رنگ‌ها چندان موفق نبود. و راه زیادی در  پیش بود تا این گوشی‌ها بتوانند رنگ‌ها را در کیفیت و وضوح بالایی به مخاطبان نمایش دهند.

همه چیز پس از عرضه S88 بسیار آرام بود، حداقل تا زمانی که Nokia N85 در سال ۲۰۰۸ عرضه شد. این صفحه‌نمایش ۲٫۶ اینچی AMOLED باکیفیت بسیار بالاتر، رزولوشن ۲۴۰ x 320 پیکسل (۱۵۴ ppi) و قادر به ارائه ۱۶ میلیون رنگ بود. این یک گوشی بود که دارای دوربین ۵ مگاپیکسلی و مجموعه‌ای از چندرسانه‌ای و سایر ویژگی‌های پیشرفته بود. به‌هرحال این یک دنباله برای نوکیا N95 بود که مسلماً از تواناترین تلفن‌های روز خود بود.

سامسونگ همچنین با M7500 Emporio Armani به مهمانی AMOLED پیوست که در دسامبر ۲۰۰۸، تنها چند ماه پس از عرضه نوکیا وارد بازار شد. چند گوشی دیگر سامسونگ نیز در سال ۲۰۰۸ معرفی شدند، اما تا سال ۲۰۰۹ به بازار وارد نشدند.

همچنین، چند گوشی مجهز به AMOLED با طراحی‌های عجیب‌وغریب پورشه دیزاین نیز در همین سال‌ها وارد  بازار شدند.

تغییرات گوشی در سال ۲۰۰۹

در سال ۲۰۰۹ یک سری ویژگی‌های گوناگون با گوشی‌های سامسونگ بهبود پیدا کرد و ویژگی‌های زیادی به تلفن‌ها همراه اضافه شد. از این دست تغییرات می‌توانیم به Samsung I7500 Galaxy، اولین گوشی گلکسی است (در آینده به جزئیات بیشتر این گوشی خواهیم پرداخت). همچنین Pixon12، چندین گوشی Omnia مجهز به ویندوز موبایل و سیمین و Samsung S8000 Jet، یکی از پر ارتقاترین تلفن‌هایی تا کنون وجود داشته، اشاره کنیم. نوکیا، N86 8MP را عرضه کرد، اما واضح بود که سامسونگ در آن زمان بزرگترین طرفدار فناوری AMOLED بود.

اگرچه هنوز سوپر AMOLED  در سری گوشی‌های سامسونگ هنوز وجود نداشت. همانطور که در داستان Galaxy S اصلی اشاره کردیم، ممکن است نوع پنل جدید را  این گوشی محبوب کرده باشد، اما اولین باری نبود که از آن در گوشی‌های همراه استفاده می‌شد.

مدل Samsung Wave

پس از راه‌اندازی تلفن‌های هوشمند اندروید، ویندوز موبایل و سیمین (بدون اشاره به ده‌ها تلفن همراه)، واضح است که سامسونگ در آن زمان روی یک پلتفرم قرار نگرفته بود. The Wave اولین گوشی از سری تلفن‌هایی بود که Bada OS را اجرا می‌کرد (“bada” به زبان کره‌ای به معنای “اقیانوس” است، ازاین‌رو نام این سری را Wave می‌نامیدند).

Samsung Wave یک صفحه نمایش ۳٫۳ اینچی Super AMOLED با وضوح ۴۸۰×۸۰۰ پیکسل (۲۸۳ppi) و یک صفحه از نسل اول گوریلا گلس در کیفیت  بالا داشت. “Super AMOLED” نامی است که سامسونگ به یک پنل AMOLED خاص که توسط کمپانی خودش توسعه داده  شده بود، داد. این صفحه‌نماش به خصوص، یک دیجیتایزر لمسی یکپارچه (چیزی که هنگام لمس انگشت شما صفحه نمایش را حس می کند) را ارائه کرده بود. پیش از این، دیجیتایزر یک لایه جداگانه بود، و اما این منجر به کیفیت های نوری نه چندان جالب می‌شد. Super AMOLED نور بسیار کمتری را نسبت به یک صفحه نمایش لمسی معمولی AMOLED منعکس می کند، زیرا هیچ فاصله ای بین لایه های لمسی و صفحه نمایش وجود ندارد.

نوکیا و ClearBlack

حذف شکاف‌های هوا از صفحه‌نمایش تنها راه برای بهبود نحوه کنترل نور روشن محیط توسط نمایشگر نیست. نوکیا چیزی را که “ClearBlack” نامیده بود برای صفحه‌نمایش‌های AMOLED خود ایجاد کرد، یک فیلتر قطبی که تا حد زیادی تابش خیره‌کننده را کاهش می‌داد. این اولین‌بار درگوشی‌هایی مانند Nokia C6-01 و Nokia E7 ارائه شد.

Samsung Galaxy S II همچنین به عنوان یکی از اولین و یکی از معدود تلفن های با صفحه نمایش RGB AMOLED در داستان ما قابل توجه است. اکثر AMOLED ها در آن زمان و اکنون به ترتیبی عمل می کنند که در آن پیکسل های جداگانه نوار RGB کامل را ندارند.

مزیت‌های AMOLED نسبت به LCD

نمایشگرهای AMOLED به‌زودی مزیت دیگری نسبت به LCD پیدا کردند. این ویژگی و مزیت آن‌ها مربوط به توانایی فیکس کردن آن‌ها روی یک قطعه پلالتیکی بود. در حالی که همتایان ال سی دی آن‌ها به فلز وابسته بودند. این بدان معناست که خود نمایشگر می‌تواند انعطاف‌پذیر باشد، حتی اگر شیشه محافظ آن (یا در واقع بقیه گوشی) این امکان را نداشته باشد. این منجر به اولین گوشی‌هایی با نمایشگر منحنی شد که هفته گذشته به آن‌ها پرداختیم. این شامل برخی از تلفن‌های منعطف نیز می‌شود، اگرچه این بیشتر یک ترفند میانی و پله اول برای ترقی تا حد انعطاف تلفن‌هایی که امروز دستمان می‌گیریم و از آن‌ها استفاده می‌کنیم بود.

OLED

این چیزی است که فقط با AMOLED امکان‌پذیر است. یکی دیگر از موارد این است که پنل AMOLED مات نیست.  می‌توانید چیزهایی را پشت آن قرار دهید. چیزهایی مانند سرانگشت خوان نوری. اولین تلفنی که این کار را انجام داد، vivo X20 Plus UD در سال ۲۰۱۸ بود («UD» مخفف «under display». این اولین ملاقات ما با گوشی تلفن همراهی است که چنین ویژگی دارد.

OLED

با این حال، این تازه شروع کار بود. با بهبود کیفیت، مهندسان توانستند دوربینی را برای کارکردن در پشت صفحه‌نمایش قرار دهند. اولین تلفن همراهی  که این دوربین را به بازار عرضه کرد ZTE Axon 20 5G از سال گذشته بود. نه صفحه‌نمایش و نه دوربین کامل نبود، اما ما قبلاً فناوری نسل دوم را دیده‌ایم که در هر دو جنبه  در آن بهبودیافته است.

آینده صفحه‌نمایش OLED

اکنون که با وضعیت فعلی OLED در تلفن‌های همراه آشنا شده‌ایم، آینده چگونه است؟ خوب، دو چالش عمده برای تسلط OLED وجود دارد یکی  mini-LED و  دیگری microLED.

علی‌رغم ظاهر مشابه، این دو (به معنای واقعی کلمه) به‌اندازه LCD و OLED متفاوت هستند. در واقع، mini-LED فقط یک LCD با LEDهای کوچکتر مورد استفاده در نور پس زمینه است که دیدن تعداد بیشتری از مناطق کم نور را  برای ما امکان پذیر می کند. Micro-LED اساساً OLED بدون ترکیبات آلی در آرایش LED است. اینها روشن ترو همچنین کارآمدتر خواهند بود و دچار سوختگی نمی شوند.

اما میکرو ال‌ای‌دی هنوز برای پرایم تایم آماده نیست، به این معنی که OLED برای مدتی  دیگر نیز با ما خواهد بود. به‌خصوص که هزینه‌ها کاهش‌یافته است و در حال حاضر حتی میان‌رده‌ها نیز می‌توانند صفحه‌نمایش OLED داشته باشند.

منبع مطلب:

https://www.gsmarena.com/flashback_the_story_of_oled_displays_on_mobile_phones-news-51518.php