Batman Telltale

بتمن:

به‌عنوان طرفدار بتمن و دنیای ماجراهایش که جدا از دنبال کردن آثار سینمایی و ویدئویی آن، کمیک‌های این قهرمان دوست‌داشتنی را هم می‌خوانم و همین‌طور یک دنبال‌کننده‌ی مشتاق بازی‌های تل‌تیل نیز هستم، پس به‌شخصه توقع بالایی از  جدیدترین ساخته داستان‌سراهای تل‌تیل داشتم؛ ولی متاسفانه بازی چه در جلب نظر طرفدارن بتمن و چه علاقمندان بازی‌های این استودیو باز می‌ماند و یارای رقابت با دیگر محصولات این استودیو را ندارد.

داستان بازی

بیایید با داستان و انتخاب‌های گوناگون آن که رکن اصلی آثار حال‌حاضر تل‌تیل نیز محسوب می‌شوند شروع کنیم. اولین موضوعی که از اولین قسمت بازی آشکار است، این است که تمرکز بیشتر سازنده‌ها بر روی شخصیت بروس وین، و نه سمبل عدالت و ترس‌اش، بتمن است. همین موضوع به‌تنهایی اجازه نزدیکی و تعامل بیشتری با شخصیت‌ها و دنیای بازی را می‌دهد که در ترکیب با بخش‌های بتمنی بازی معجونی کامل را شکل می‌دهد؛ معجونی که متاسفانه به‌دلیل ضعف‌های مختلف، توانایی استفاده از تمامی پتانسیل‌های ایجاد شده را ندارد و نمی‌تواند تجربه بازی‌ را به اوج برساند، و در میانه‌های شیرجه بلندش، سقوط آزادی بی‌پایان را تجربه می‌کند.

 

سازندگان

یکی از کارهای خیلی‌ خوب سازنده‌ها، دادن اختیار به مخاطب در انتخاب پیش‌برد بازی با نقش بروس وین یا بتمن در حل بعضی مشکلات و مراحل است. به‌طور مثال در یکی از مراحل شما نیاز به کسب اطلاعاتی از شهردار دارید. بازی به شما این انتخاب را می‌دهد که به‌عنوان بتمن و یا به‌عنوان بروس وین به دیدار شهردار بروید. انتخاب هر کدام از این دو گزینه، سیر روایی کاملا متفاوتی را شکل می‌دهد که تکرار این قبیل انتخاب‌ها در بازی تنوع و حس استقلال داستانی واقعا خوبی را در مخاطب ایجاد می‌کند در حالی که انتخاب‌های دیگر بازی از رمق چندانی برخوردار نیستند و صرفا در نحوه‌ی حرکت دیالوگ‌های ردوبدل شده موثرند. همین ضعف در خصوص انتخاب مهم انتهای قسمت دوم نیز صادق است.

انتخاب کاراکتر ها

جایی که باید بین نجات دادن «هاروی» یا «زن‌ گربه‌ای» یکی را انتخاب کنید. یادم می‌آید که چقدر سر این انتخاب فکر کردم و در انتها به امید اینکه تل‌تیل برنامه‌های زیادی در خصوص این انتخاب و عواقبش دارد یکی را برگزیدم؛ ولی متاسفانه تفاوت‌ها به یک سری صحنه‌های سینمایی ساده ختم شد. ماجرا زمانی بدتر می‌شود که بدانید با نجات دادن هاروی در این صحنه، نیمه‌ی صورت وی خراب نخواهد شد؛ یعنی شخصیت هاروی در نهایت تبدیل به دوچهره می‌شود، اما آن حس‌وحال واقعی و جنون هاروی را دیگر حس نخواهید کرد.

تفاوت ها

وجود تفاوت‌های ریز و درشت در جزییات و داستان کلی دنیای بتمن با ماجرای اصلی است. در ابتدا این تفاوت‌ها به قصد آشنایی‌زدایی از طریق شباهت‌های کوچک و بزرگ ظاهری خود را نشان می‌دهند و با پیش‌روی در داستان، کمیت و شدت بیشتری می‌یابند. می‌توانید بتمن تل‌تیل را  یکی از «مولتی‌ورس‌ها» یا دنیاهای موازی پرتعداد «دی‌سی» قلمداد کنید. انجام این کار توسط تل‌تیل و ایجاد این تغییرات، اجازه داد که برخلاف داستان همیشگی و مشخص این دنیا و توقع طرفداران بتمن، غافل‌گیری‌ها و اتفاقاتی نو در بازی گنجانده شود که کسی کمترین پیش‌زمینه‌ و آگاهی از رخداد آن‌ها نداشته باشد و دست‌شان را پیرامون پیچش‌های داستانی بیشتر باز می‌گذارد.

حاوی اسپویل

حاوی اسپویل به‌طور مثال یکی از تغییرهای مذکور، تغییر شخصیت‌های خوب و درست‌کار والدین بروس که همیشه به‌عنوان مظهری از پاکی و خلوص شناخته می‌شدند، به خلافکارانی که با فالکونی قاچاقچی نشست و برخواست می‌کردند است.

پایان اسپویل

پایان اسپویل از شخصیت‌هایی که از نظر ظاهری بیشترین تغییر را داشته‌اند می‌توان به «آزوالد کابلپات» یا همان «پنگوئن»، شرور معروف دنیای بتمن اشاره کرد که از یک فرد کوتاه قد، به فردی تنومند و جنگنده تبدیل شده‌ است و در ضمن او حالا یکی از دوستان دوران کودکی بروس وین نیز هست! ایجاد این تفاوت، جدا از تنوعی که به داستان می‌دهد، این اجازه را نیز به شخصیت کابلپات می‌دهد که شاید در معدود دفعات پیش‌آمده، فرصت جلوی دوربین رفتن و جذاب بودن را به‌دست‌ آورده باشد و با همین برتری و تفاوت، اتفاقات خوبی را در داستان رقم بزند.

کایلپات

حال‌وهوای کابلپات در این بازی بیشتر شبیه به «تامی‌ الیوت» ملقب به «هاش»، دیگر شرور معروف دنیای بتمن است که او هم یکی از دوستان دوران کودکی وی است و کینه‌ای عمیق نسبت به او دارد و از هیچ راهی برای ضربه زدن به بروس دریغ نمی‌کند.